تبليغاتX
چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد

 

1- یکی‌ از خواننده‌های مورد علاقه نوه آیت الله محمدی گیلانی و شهید مفتح، جناب آقای شهرام کاشانی می‌باشد.

2- گم شدن یک قلاده توله سگ ۱۴ هفته به نام لوسی از مهمترین خبرهای شهر ماست. اگر کسی‌ ایشان دیده، لطفا خبر داده تا هم مژدگانی دریافت کند و هم خانواده ای را از نگرانی برهاند.

3- اندکی‌ صبر سحر نزدیک است ....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 16:23  توسط مهدی | 
سحر ز هاتف غيبم رسيد مژده به گوش
كه دور شاه شجاع است مي دلير بنوش
 
شد آن كه اهل نظر بر كناره مي‌رفتند
هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش
 
به صوت چنگ بگوييم آن حكايت‌ها
كه از نهفتن آن ديگ سينه مي‌زد جوش
 
شراب خانگي ترس محتسب خورده
به روي يار بنوشيم و بانگ نوشانوش
 
ز كوي ميكده دوشش به دوش مي‌بردند
امام شهر كه سجاده مي‌كشيد به دوش
 
دلا دلالت خيرت كنم به راه نجات
مكن به فسق مباهات و زهد هم مفروش
 
محل نور تجليست راي انور شاه
چو قرب او طلبي در صفاي نيت كوش
 
بجز ثناي جلالش مساز ورد ضمير
كه هست گوش دلش محرم پيام سروش
 
رموز مصلحت ملك خسروان دانند
گداي گوشه نشيني تو حافظا مخروش


+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 21:19  توسط مهدی | 

ساقيا آمدن عيد مبارك بادت
وان مواعيد كه كردي مرواد از يادت
 
در شگفتم كه در اين مدت ايام فراق
برگرفتي ز حريفان دل و دل مي‌دادت
 
برسان بندگي دختر رز گو به درآي
كه دم و همت ما كرد ز بند آزادت
 
شادي مجلسيان در قدم و مقدم توست
جاي غم باد مر آن دل كه نخواهد شادت
 
شكر ايزد كه ز تاراج خزان رخنه نيافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
 
چشم بد دور كز آن تفرقه‌ات بازآورد
طالع نامور و دولت مادرزادت
 
حافظ از دست مده دولت اين كشتي نوح
ور نه طوفان حوادث ببرد بنيادت

-----

با بهترین آرزو ها


+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 11:46  توسط مهدی | 
مصطفی را وعده کرد الطاف حق
گر بمیری تو نمیرد این سبق

من کتاب و معجزه‌ت را رافعم
بیش و کم‌کن را ز قرآن مانعم

من ترا اندر دو عالم حافظم
طاعنان را از حدیثت رافضم

کس نتاند بیش و کم کردن درو
تو به از من حافظی دیگر مجو

رونقت را روز روز افزون کنم
نام تو بر زر و بر نقره زنم

منبر و محراب سازم بهر تو
در محبت قهر من شد قهر تو

نام تو از ترس پنهان می‌گوند
چون نماز آرند پنهان می‌شوند

از هراس وترس کفار لعین
دینت پنهان می‌شود زیر زمین

من مناره پر کنم آفاق را
کور گردانم دو چشم عاق را

چاکرانت شهرها گیرند و جاه
دین تو گیرد ز ماهی تا به ماه

تا قیامت باقیش داریم ما
تو مترس از نسخ دین ای مصطفی

 مثتوی مولوی دفتر سوم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 19:46  توسط مهدی | 


این چه حرفی است که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت

دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود
گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت

اینجا

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 15:56  توسط مهدی | 


 :and He replied...

.I am who I am          

---

پس نوشت:

۱- جمله بالا پاسخی بود که موسی در وادی طور شنید(اینجا).

۲- هر کسی از ظن خود شد یار من                                     از درون من نجست اسرار من


+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 15:25  توسط مهدی | 

هر زمان گوید به گوشم بخت نو
که ترا غمگین کنم غمگین مشو

من ترا غمگین و گریان زان کنم
تا کت از چشم بدان پنهان کنم
 
تلخ گردانم ز غمها خوی تو
تا بگردد چشم بد از روی تو

نه تو صیادی و جویای منی
بنده و افکنده‌ی رای منی

حیله اندیشی که در من در رسی
در فراق و جستن من بی‌کسی

چاره می‌جوید پی من درد تو
می‌شنودم دوش آه سرد تو

من توانم هم که بی این انتظار
ره دهم بنمایمت راه گذار

تاازین گرداب دوران وا رهی
بر سر گنج وصالم پا نهی

لیک شیرینی و لذات مقر
هست بر اندازه‌ی رنج سفر

آنگه از شهر و ز خویشان بر خوری
کز غریبی رنج و محنتها بری

 مولوی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 10:22  توسط مهدی | 





مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد

عالم از ناله عشاق مبادا خالی
که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد

پیر دردی کش ما گر چه ندارد زر و زور
خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 14:0  توسط مهدی | 


قل لن يصيبنا الا ما كتب الله لنا هو مولانا و على الله فليتوكل المؤمنون

بگو: «هيچ حادثه‏اى براى ما رخ نمى‏دهد، مگر آنچه خداوند براى ما نوشته و مقرر داشته است; او مولا (و سرپرست) ماست; و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكل كنند.»

سوره توبه آیه 51

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 19:43  توسط مهدی | 

 

چگونه شکر اين نعمت گزارم                   که زور مردم آزاري ندارم

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 20:54  توسط مهدی | 

تهاجم اسراییل به غزه بعد از حدود ۲۳ روز و کشته و زخمی شدن حدود ۴-۵ هزار نفر خاتمه پیدا کرد. همان طور که از اول هم معلوم بود، این جنگ تنها یک نمایش انتخاباتی حزب کدیما برای انتخابات و نشان دادن پنجه آهنی شان به مردم اسراییل بود. شاید طبق ادعای اسرائیل به حماس هم ضربه زده باشد، ولی‌ زبان جنگ فقط مشکلات را در منطقه بیشتر می‌کند و باعث بیشتر شدن خشونت و نفرت بین مردم فلسطین نسبت به اشغالگران میشود. 

نکته جالبی‌ که در این باره دیده می‌‌شود استانداردهای دوگانه است که نسبت به معیار هایئ که حتی بعضی‌ از غربیها در باره این قضیه دارند. همکار آلمانی‌ دارم که ایشان هم قضیهٔ اخیر را تعقیب میکرد، ۲-۳ بار با هم در این موضوع به تبادل نظر پردختیم. نکته ای که برای من جالب بود اینکه هنوز بعد از ۶۰ سال آلمانی‌‌ها خودشان را به خاطره هلوکاست نسبت به اسراییل مدیون میداند و هر کاری که اسرائل انجام میدهد را حق آنها برای دفاع از خودشان میدادند. 

به عنوان مثال این دوست ما کلا مخالف مجازات اعدام بود زیرا که به اعتقاد ایشان حتی با وجود مراحل دادرسی طولانی‌ و دقیق، احتمال اینکه کسی‌ بیگناه اعدام شود وجود دارد و در صورت وقوع چنین چیزی، به هیچ وجه نمی‌شود آن را جبران کرد.  ولی‌ همین دوست عزیز، هیچ مشکلی‌ درباره حمله اسراییل به مدرسه سازمان ملل و کشته شدن ۴۰ نفر کاملا منطقی‌ و توجیه شده می دانست چرا که هدف آنها مبارزه با تروریستها بوده است (افرادی که در هیچ دادگاهی تروریست بودن آنها ثابت نشده و حتا در صورت اثبات معلوم نیست که چه مجازاتی برای ایشان باید در نظر گرفت). ایشان دسترسی‌ اسراییل را به هر نوع سلاحی حتی سلاح هسته ای‌ مجاز میدانست، زیرا اسراییل متحد غرب است و ایران حق داشتن هیچ برنامه هسته ای‌ نیز ندارد، زیرا که نیروگاه هسته‌ای الودگی محیط زیستی‌ ایجاد می‌کند.

 وجود چنین معیارهای دوگانه‌ای در غرب، متاسفانه یکی‌ از عوامل مهمی‌ است که باعث رشد نیروهای تندرو‌ها و بنیادگراها در منطقه ما میشود. یکی‌ از دلایلی‌ که باعث قدرت گرفتن رئیس جمهور حاضر شد، حضور نظامی آمریکا در منطقه و همچنین تهدید‌هایشان نسبت به ایران و قرار دادن آن در محور شرارت با وجود  همکاری ایران در زمینه افغانستان بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 10:28  توسط مهدی | 




مظلوم می‌كشی و تظلم همی‌كنی

خود راه می‌زنی و فغان می‌كنی مكن

                                                                                                                                  مولوی


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 9:56  توسط مهدی | 



+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 9:58  توسط مهدی | 

"... امروز فارغ نظام‌هاي سياسي دموكراتيك از استبدادي همين مسأله حقوق بشر است. ماركسيسم با قرائتي كه حقوق بشر و آزادي و برابري را براي همه انسان‌ها به رسميت نمي‌شناسد مي‌شود استالينيسم. ملي‌گرايي و ناسيوناليسم وقتي آزادي و برابري را براي همه نمي‌پذيرد مي‌شود نازيسم. سكولاريزم وقتي حقوق بشر را قبول نمي‌كند مي‌شود فاشيسم و حكومت اسلامي اگر حقوق بشر را نفي كند مي‌شود طالبانيسم."


+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 11:12  توسط مهدی | 
ز در درآ و شبستان ما منور کن
هوای مجلس روحانیان معطر کن

اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز
پیاله‌ای بدهش گو دماغ را تر کن

به چشم و ابروی جانان سپرده‌ام دل و جان
بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن

ستاره شب هجران نمی‌فشاند نور
به بام قصر برآ و چراغ مه برکن

بگو به خازن جنت که خاک این مجلس
به تحفه بر سوی فردوس و عود مجمر کن

از این مزوجه و خرقه نیک در تنگم 
به یک کرشمه صوفی وشم قلندر کن

چو شاهدان چمن زیردست حسن تواند
کرشمه بر سمن و جلوه بر صنوبر کن

فضول نفس حکایت بسی کند ساقی 
تو کار خود مده از دست و می به ساغر کن

حجاب دیده ادراک شد شعاع جمال 
بیا و خرگه خورشید را منور کن

طمع به قند وصال تو حد ما نبود 
حوالتم به لب لعل همچو شکر کن

لب پیاله ببوس آنگهی به مستان ده 
بدین دقیقه دماغ معاشران تر کن

پس از ملازمت عیش و عشق مه رویان
ز کارها که کنی شعر حافظ از بر کن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 13:23  توسط مهدی | 

مشت میکوبم بردر پنجه می سایم بر پنجره ها

من دچار خفقانم خفقان

من به تنگ آمده ام ازهمه چیز

بگذاریدهواری بزنم

هان با شما هستم این درهارابازکنید

من به دنبال فضائی میگردم لب بامی سرکوهی

که درآنجا نفسی تازه کنم

می خواهم فریاد بلندی بکشم که صدایم به شما هم برسد

من هوارم را سر خواهم داد

چاره درد مرا باید این داد کند

ازشما خفته چند چه کسی می آید با من فریاد کند؟

Here


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 14:23  توسط مهدی | 
 

امروز۱۶ آذر به مناسبت شهادت ۳ دانشجوی دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۲در تقویم روز دانشجو نام گرفته است. 

مدال تیموشنکو بالاترین نشان بین المللی هست که در رشته مکانیک کاربردی به افراد فعال در این زمینه اعطا می شود. این نشان برای گرامیداشت یاد استفان تیموشنکو که به حق او را باید پدر مکانیک نوین نامید توسط انجمن مهندسان مکانیک امریکا ایجاد شده است. این مدال برای اولین بار به خود تیموشنکو در سال ۱۹۵۷ داده شد.

امسال این جایزه به سیا نعمت ناصر استاد ممتاز دانشگاه کالیفرنیا در سن دیوگو داده شد. ایشان در سخنرانی قبول این جایزه  گریزی زد به واقعه ۱۶ آذر دانشگاه تهران. ایشان وفتی این اتفاق افتاد  دانشجوی سال دوم دانشکده فنی بودند و وقوع چنین حوادثی سبب شده که ایشان تصمیم گرفتن تا درس خود را نیمه کاره گذاشته و راهی آمریکا بشوند و به قول خوذشان با ۲۰۰ دلار پول و یک قلب پر امید قدم به خاک امریکا بگذارند.

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 9:53  توسط مهدی | 


هفته پیش داشتم با دوستم علی که تازه بعد از گرفتن دکترا در رشته مهندسی‌ مخا برات از آمریکا به ایران برگشته صحبت می‌کردم.

من علی را از سال سوم راهنمأیی میشناختم. علی تو کلاس ما نبود، ولی‌ تعریفش را زیاد شنیده بودم، میگفتن در درس ریاضی خیلی‌ قوی هست و الان دارد کتابهای ریاضی‌ دبیرستان را می‌‌خواند. باهاش وقتی‌ تو اردوی مشهد همسفر شدیم، بیشتر اشنا شدم. یادم می‌‌آید از اینکه ریاضی‌ ثلث دوم زیر ۱۹ -یعنی‌ ۱۸.۷۵- شده بود و مجبور بود کلی‌ مساله جزوه را به عنوان جریمه حل کند، کلی‌ شاکی‌ بود. از خودش میگفت و از عشقش به ریاضی‌. یه چیز دیگه هم که خوب یادم مانده این بود که بازار رضا کلی‌ دنبال یه اسباب بازی برای خواهر کوچک ترش گشتیم - خواهری که امسال آخر تابستان جشن عروسیش بود.

من و علی سال بعدش تو امتحان ورودی  دبیرستان نمونه قبول شدیم و این بار تو یه کلاس هم بودیم. مدرسه ما چون در زمینه المپیاد دانش آموزی ریاضی‌ قبلان موفقیتهأیی کسب کرده بود، از تابستان ساله اول کلاس‌های آمادگی المپیاد ریاضی‌ را برای بچه‌هایی‌ که در درس ریاضی‌ قوی بودند آغاز کردند. علی هم جزو این بچه‌ها بود و می توانست با معافیتی که مدرسه برای شرکت در یه سری درسها برای آنها در سال دوم قائل شده بود با فراغ بال بیشتری به خواندن مباحث المپیاد ریاضی‌ بپردازد - که خیلی‌ هم به ریاضیات دبیرستان ربط نداشت. این جوری شد که علیرضا آخر سال دوم توانست به مرحله کشوری المپیاد ریاضی‌ که معمولا بچه‌های سال سوم قبول میشدند، راه پیدا کند - شاید از جمع آن ۴۰ نفر فقط ۲-۳ نفر  دانش آموز سال دوم بودند. ولی‌ علی آن سال مدال نقره کشوری گرفت و نتوانست عضو تیم بشود.  

یک سال گذشت و این بر علی با تلاش و کوشش باز هم توانست در مرحله کشوری قبول بشود و این بار در پایان دوره توانست مدل طلا گرفته و به عضویت تیم ایران جهت شرکت در مسابقات جهانی‌ در بیاید و از طرفی‌ دیگر از کنکور سراسری معاف بشود. همان سالی‌ که ما خودمان را برای کنکور آماده میکردیم، او مشغول آماده سازی برای شرکت در المپیاد جهانی‌ بود. در نهایت علی مدل طلای جهانی‌ المپیاد ریاضی‌ را کسب کرد و برای ادامه تحصیل در دانشگاه، رشته مهندسی برق دانشگاه شریف را انتخاب کرد.

ادامه دارد 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 19:44  توسط مهدی | 

مدیریت تحولات باید در دست نخبگان دانشگاهی و حوزوی باشد.

به نظر شما این جمله از کیست؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 11:5  توسط مهدی | 

به شترمرغ گفتند: بپر

گفت: شترم

گفتند: بار ببر

گفت: مرغم.


حالا این است قصه ما و پاره‌ای از فمینیستهای وطنی.


+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 9:29  توسط مهدی |